معرفی کتاب های عاشورایی
به گزارش خبرگزاری فارس، مرکز رسانهای «شیرازه» وابسته به مجمع ناشران انقلاب اسلامی در ادامه فعالیتهایی چون معرفی کتابهای پیشنهادی در برنامههای مختلف صدا و سیما، همزمان با فرارسیدن ماه محرم، لیستی از کتابهای منتخب با موضوع محرم را برای معرفی در برنامههای مختلف صداوسیما تهیه کرده است.
در این لیست که از سه گروه موضوعی (داستان و شعر – پژوهش و مقتل – کودک و نوجوان) تقسیم شده است، بیش از 80 عنوان کتاب از ناشران مختلف برای معرفی به برنامهسازان صدا و سیما و همچنین مردم عزیز جهت مطالعه پیشنهاد شده است.
معرفی تفصیلی برخی کتب:
1- نام کتاب: درسهای عاشورا/ ناشر: انقلاب اسلامی
مجموعه حاضر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره درسهای عاشورا است که به صورت موضوعی تدوین و بعد از نمایهزنی و تیتربندی مطالب در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. این کتاب یکی از آثار موضوعی استخراج شده از کتاب مرجع «آفتاب در مصاف» ـ مشتمل بر تمامی بیانات رهبری از سال ۵۷ تا ۹۰ در مورد سرور و سالار شهیدان امام حسین (علیهالسلام)ـ میباشد.
«درسهای عاشورا» بیش از 50 درس از مکتب حسینی از جمله: تنوع و جاودانگی درسهای عاشورا، وجوب قیام برای اصلاح جامعه اسلامی، لزوم شناخت وظیفه اصلی، انجام به موقع تکلیف، مقابله با جدایی دین از سیاست و سه ویژگی برجسته و تعیینکننده ابی عبدالله (علیهالسلام) را شامل میگردد.
در بخشی از کتاب و به نقل از خطبه نماز جمعه رهبر انقلاب در عاشورای سال ۱۳۷۴ آمده است: «اگر این حادثه را دقیق در نظر بگیرید، شاید بشود گفت انسان میتواند در حرکت چند ماهه حضرت ابی عبدالله (علیهالسلام) از آن روزی که از مدینه خارج شد و به طرف مکه آمد، تا آن روزی که در کربلا شربت گوارای شهادت نوشید، بیش از صد درس مهم برشمارد. نخواستم بگویم هزارها درس؛ میشود گفت هزارها درس هست، ممکن است هر اشارهی آن بزرگوار یک درس باشد. اما اینکه میگویم بیش از صد درس، یعنی اگر ما بخواهیم این کارها را مورد مداقه قرار دهیم، از آن میشود صد عنوان و سر فصل بدست آورد که هر کدام برای یک امت، برای یک تاریخ و یک کشور؛ برای تربیت خود و اداره جامعه و قرب به خدا درس است.»
2-کتاب تاملی در نهضت عاشورا/رسول جعفریان/نشر علم
رسول جعفریان از پرکارترین و دقیق ترین متخصصین تاریخ میباشد که با تالیف کتب متعدد با اسلوب جدید در زمینه تاریخ اسلام توانسته جایگاه ویژهای را در میان متخصصین این علم کسب کند. وی در کتاب تاملی در نهضت عاشورا در نظر داشته است تا به مسائلی که در زمینه عاشورا مطرح است به صورت جامع و گذرا بپردازد.
نویسنده در این کتاب به دنبال آن ارائه گزارشی صحیح و مستند از واقعه عاشورا و اربعین حضرت و بررسی حکمت و آثار قیام و شهادت حضرت میباشد که ناگزیر برای این هدف به بررسی منابع دسته اول عاشورا و تحریفاتی که در این زمینه اتفاق افتاده بصورت مختصر پرداخته است.
3- نامیرا/ صادق کامیار/ نشر نیستان
وقتی این کتاب را میخوانید ناخودآگاه حس تنفر و بغض شدیدی نسبت به مردم کوفه پیدا میکنید. اینکه چگونه هجده هزار نامه برای امام حسین (علیهالسلام) مینویسند، ایشان را به کوفه دعوت میکنند و چگونه بر روی ایشان شمشیر میکشند! هرگز باور نمیکنید این حوادث به این سرعت اتفاق افتاده باشد. در سرتاسر داستان خود را در جایگاه انتخاب میبینید. تماماً این سوال در ذهن شما وجود دارد که اگر شما در این موقعیت بودید چه میکردید؟ نقش خواص در به وجود آمدن واقعه کربلا در این کتاب به خوبی مشهود است. و در پایان داستان، شما به جایی میرسید که هرگز تصور آن را نمیکردید.
4- جرس فریاد میدارد/ جواد هاشمی/ ناشر: شرکت کارآفرینان فرهنگ و هنر
این کتاب اصولاً کتاب جامع و کار راه اندازی است. این دو کلمه، بهترین توصیفش می تواند باشد. کتاب مجموعه 720 عزل عاشورایی است که از تمام اعصار و دوره های شعر فارسی جمع آوری شده؛ از فیض کاشانی، تا حمیدرضا برقعی. جمع آوری جامع یک طرف قضیه این کتاب است و روی دیگرش، فهرست بندی جالب آن میباشد. کتاب به یاد عدد مقدس کربلا، در چهل منزل تدوین شده؛ چهار سرفصل و موضوع کلی. از مدت ها قبل از عاشورا تا مدت ها بعد از آن (بازگشت اسرار و اربعین)؛ چهل منزلی که هم شامل مناسبت های مهم تقویم عاشوراست و هم بزرگواران شاخص آن حادثه. جامعیت تاریخی و موضوعی کتاب، آن را گزینه مناسبی برای برطرف کردن هر نیازی کرده است.
5- من می گویم شما بگریید/ علیرضا قزوه/ انتشارات سوره مهر
کتاب حاضر، مجموعه از مرثیههای عاشورایی است که آن را علیرضا قزوه در 263 صفحه و پنج فصل آورده است. مرثیههای عاشورایی کتاب از سیف فرغانی، مولانا جلالالدین بلخی، محتشم کاشانی، اقبال لاهوری و شاعران صاحب اثر معاصر، همچون حمید سبزواری، محمدعلی مرادش و دهها شاعر معروف و مشهور معاصر و شاعران نوقلم، تشکیل شده است.
علیرضا قزوه این مجموعه را در پنج فصل و فصل اول آن به این حسین کیست، با کربلا، با حسین، و فصل دوم را ای پدر جان همرهان بستند بار... به شهیدان هاشمی، حضرت علیاصغر(علیهالسلام)، حضرت علیاکبر(علیهالسلام) و حضرت ابوالفضل العباس(علیهالسلام) اختصاص داده است. وی در فصل سوم به ناله عشق است و آتش میزند (دمی با اصحاب وفادار امام حسین(علیهالسلام)) و فصل چهارم را به گودال قتلگاه پر از بوی سیب بود یک شب و روز عاشورا) و فصل پنجم را به (زینب اسیری رفت و ما بر جای بودمین) بعد از عاشورا اختصاص داده است و هر فصل با شاعران آورده شده است که مرثیهای در این باب سرودهاند.
علیرضا قزوه در مقدمه کتاب مینویسد: این سالهای آخر، شعرهایی از اینجا و آنجا از برخی مداحان آشنا و نامآشنا میشوم که به جای آنکه دل را بارانی کند، دل را به درد میآورد. برخی نیز داعیة خودنمایی دارند، حال آنکه اصل در کربلا گم شدن است و به اصل خویش رسیدن. همین انگیزهای شد تا این اشعار را در دفتری فراهم آورم و هدیهاش کنم به مداحان دلسوخته بهخصوص آنان که به لحن عاشورا تکلم میکنند و حنجرهشان وقف امام حسین(علیهالسلام) و یاران او است. میتوانستیم به جای این شعرها اشعاری انتخاب کنیم که زرق و برق الفاظش امروزیتر باشد، اما فرمان از دل گرفتم و حکایت چنین شد که میبینید. در این دفتر ضعفهای دستوری و زبانی و بهخصوص محتوایی کمتر به چشم میآید. حریر نور، شعری از محمدعلی مجاهدی را از متن میخوانیم:
چون دید به نوک نیسرش را خورشید / بر خاک، تن مطهرش را خورشید/
آرام، حریر نور خود را گسترد/ پوشاند برهنه پیکرش را خورشید/
6- دو چشم ناتمام/ محبوبه زارع/ بوستان کتاب
عبدالله و قاسم فرزندان امام حسن (علیه السلام) هستند . عبدالله فرزند کوچک امام در پی یافتن پاسخی برای سوالات خود در مورد علت صلح پدر و عدم مبارزهاش با ظلم روانه کربلا شد . عبدالله که دلی پر سوال داشت ابتدا از مادر جویای علت صلح پدر می شود مادر توان سخن گفتن را در خود نمی بیند اشک بر چشمانش حلقه میزند که من به این کودک چه بگویم تا بفهمد که پدرش چقدر غریب بود .
عبدالله به خودش قول می دهد که حتما از عمویش پرس و جو کند. شبی عبدالله که دیگران توان صبر را نداشت دست ابا عبدالله(علیه السلام) را میگیرد و او را در پشت خیام میبرد تا دیگر کسی مزاحم پرسش او نباشد. عمو چرا بابا نجنگید و صلح کرد؟ اصلا تا قبل از آن بابای من به میدان نبرد رفته است اباعبدالله(علیه السلام) پاسخ می دهد بله پدر شما در میدان جنگ مبارزه کرده است مثلا در جنگ صفین شجاعت بسیاری از خود نشان داد. اما در مورد علت صلح ، پدرت غریب بود به طوری که خود با اشاره به گله گوسفندانی که از جایی *** داده میشدند فرمود اگر تنها این مقدار یار داشتم جهاد میکردم . عبدالله گفت چرا بابا غریب بود؟
قصه غربت داستان بی انتهای علی و اولاد اوست و تنها محدود به جریان عاشورا نیست. نوجوان امام حسن(علیه السلام) از عمو اذن میدان میخواهد اما حسین(علیه السلام) نمی پذیرد قاسم پس از اصرار فراوان عاقبت به یاد گفته پدر می افتد که اگر روزی دلت خیلی به درد آمد به سراغ این نامه برو. نامه را یافت به عمو نشان داد و اذن میدان را گرفت عاشقانه به میدان رفت و رجز خوانی کرد و در هنگام شهادت عمو را صدا کرد عمو کمکم کن . حسین(علیه السلام) چون باز شکاری به سوی او رفت و نعش بی جان پسر برادر را بر دوش گرفت .
ابا عبدالله(علیه السلام) در روز عاشورا با عزیزانش وداع کرد و آماده نبرد شد عبدالله که چندین بار همچون برادرش قاسم درخواست مبارزه خواست اکنون بی صبرانه منتظر شهادت بود اما عمو اذنش نداد. وقتی حسین خونین مورد هجوم دشمن قرار گرفت عبدالله دیگر توان نداشت بنشیند و نظاره گر باشد با پای پیاده به سمت عمو رفت زینب(سلام الله علیها) فریاد کرد عبدالله جان نرو . عبدالله گفت : عموی را میکشند؟!
عبدالله زخمی بر زمین افتاد و در آغوش عمو در لحظه شهادت گفت : عمو فهمیدم چرا پدرم غریب بود اما عمو تو از او هم غریبتری..
7- فراموشان / داوود غفارزادگان/ قدیانی
فراموشان داستانی از واقعه کربلاست نوشته داوود غفارزادگان .
با هم سطرهایی از این کتاب را می خوانیم. وقتی نامه رسید، من آنجا بودم. فکر کردم از این پیک های معمولی است. اما نبود. قاصد مرگ بود. از کنار ستون ، امیر
را می دیدم. وقتی پیک رفت چیزی نگفت؛ نه انعامی داد، نه خلعتی. مثل جغد چشم دوخته بود به تاریکی.منتظر بودم که صدایم کند، وقتی صدا را شنیدم، زود برگشتم و دیدم که لب های امیر به کبودی می زد گفت که بروم و مروان بن حکم را بیاورم.وقتی مروان آمد امیر نامه را به او داد تا بخواند ...
8- امام حسین (ع)/ فریبا کلهر/ به نشر
ویژگی این مجموعه این است که شخصیتهای آن به جای این که با نامشان معرفی شوند، با ویژگیها و صفتهایشان به بچهها معرفی میشوند.
روز مبارزهی بزرگ، یارانِ مردِ آزاد به میدان رفتند و شهید شدند. خانوادهی مرد آزاد به میدان رفتند و شهید شدند. پرچمدار دید که دیگر یاوری برای مرد آزاد باقی نمانده است. نگاهش به طرف خیمهها پر کشید. کسی از شکاف خیمه او را نگاه میکرد. پرچمدار دید که دو چشم درخشان از دور با او حرف میزند. پرچمدار جلو رفت و دختر مرد آزاد را دید. پرسید: «با من کاری داری عموجان؟» دختر گفت: «تشنهام عموجان آب میخواهم.» پرچمدار سرش را تکان داد و گفت: «برایت آب میآورم. همینجا منتظرم باش.»
بار دیگر مشکی برداشت، سوار بر اسبش شد و به طرف رود آب شیرین رفت. دشمن دوباره جلویش را گرفت. پرچمدار به فرماندهی سپاه دشمن گفت: «تمام یاران و جوانان خانوادهی مرد آزاد را کشتهاید، فقط زنها و کودکان باقی ماندهاند که از تشنگی جگرشان آتش گرفته. میخواهم کمی آب برای آنها ببرم.»
فرمانده حرفی نزد. یکی از دستیارانش گفت: «اگر همهی زمین پر از آب شود، حتی قطرهای از آن را به شما نمیدهیم.»
پرچمدار نمیخواست دست خالی برگردد. نمیخواست نگاهش به خیمهها بیفتد؛ به جایی که دختر مرد آزاد چشم انتظارش بود، در انتظار قطرهای آب.
بار دیگر پرچمدار راهش را از میان سربازان باز کرد. به طرف رود رفت. پشت سرش سربازها میآمدند. پرچمدار ایستاد و با آنها جنگید. تعدادی را کشت و خودش را به رود آب شیرین رساند. مشکش را از آب پر کرد. خواست کمی آب بخورد و برگردد؛ اما در حالی که بچهها تشنه بودند و جگر برادرش از بیآبی میسوخت، چطور میتوانست آب بخورد؟ مشک پر از آب را برداشت و پشت اسبش پرید. میرفت و آب از داخل مشک بیرون میریخت. سربازی شمشیر کشید و دست راست پرچمدار را نشانه گرفت. دست پرچمدار جدا شد. پرچمدار با دست چپ مشک را گرفت و تاخت. ضربهی دیگری به دست چپش خورد و خون به آسمان پاشید. پرچمدار مشک را به دندانش گرفت نگاهش به خیمهها بود. به شکاف کوچکی که دو چشم منتظر بیرون را نگاه میکرد. کسی ضربهای به او زد. پرچمدار از بالای اسب پایین افتاد و آب از مشک بیرون ریخت.
کتابخانه عمومی شهید باهنر بهار با مساحت600 متر مربع درسال 1350 تاسیس و در سال 1380با 300 متر مربع زیربنا تجدید ساخت شد.