معرفی یک کتاب زیبا درباره دفاع مقدس
اولین رمان علی مؤذنی در موضوع دفاع مقدس
1. قبل از این که داستان شروع شود این نوشته بالای صفحه نوشته شده است:«کلیه اشخاص این کتاب خیالی نیستند، و مؤلف بر خود واجب میداند که نشانی و شماره تلفن اشخاص کتاب را در اختیار خوانندگان علاقهمند به ماجراهای واقعی قرار دهد. کریم صفایی»ما از همین جا وارد داستان میشویم اما نکتهای که وجود دارد این است که در رمانها این نوشته به شکل دیگری است و جنبه انکاری دارد و داستان دقیقاً بعد از این اعلام برائت شروع میشود چرا که آنجا نوشتهای با این مضمون آورده میشود که: «کلیه اشخاص این کتاب خیالی هستند و تشابه آنها با اشخاص واقعی کاملاً اتفاقیست».
ملاقات در شب آفتابی؛ علی مؤذنی؛ انتشارات قدیانی؛ 1374
اولین رمان علی مؤذنی در موضوع دفاع مقدس
1. قبل از این که داستان شروع شود این نوشته بالای صفحه نوشته شده است:«کلیه اشخاص این کتاب خیالی نیستند، و مؤلف بر خود واجب میداند که نشانی و شماره تلفن اشخاص کتاب را در اختیار خوانندگان علاقهمند به ماجراهای واقعی قرار دهد. کریم صفایی»ما از همین جا وارد داستان میشویم اما نکتهای که وجود دارد این است که در رمانها این نوشته به شکل دیگری است و جنبه انکاری دارد و داستان دقیقاً بعد از این اعلام برائت شروع میشود چرا که آنجا نوشتهای با این مضمون آورده میشود که: «کلیه اشخاص این کتاب خیالی هستند و تشابه آنها با اشخاص واقعی کاملاً اتفاقیست».
2. بعد از این نوشته و اعلام برائت اسم داستاننویس میآید. اما اینجا بعد از این ادعا، اسم علی مؤذنی نیامده و کریم صفایی نامی جای او را گرفته که بعد متوجه میشویم شخصیت اصلی و راوی داستان است و البته نویسنده داستان معرفی میشود.
3. در این رمان نیز مانند «نوشدارو» راوی نویسنده هم هست و او مستقیماً با خواننده روبرو میشود و حرف میزند. اما تفاوت عمده اینجاست که اتفاقات در «ملاقات ...» خیلی واقعگرایانه و عینی است و روایت ذهنیای وجود ندارد. کریم صفایی بر اساس نوارهایی که از مصاحبه با جانبازان گرفته شده، دارد داستانی مینویسد و این همان داستان است و ما با او پیش میرویم. شخصیت کریم صفایی هم آن قدر ساده و صمیمی و بیآلایش است که حرفهایش و دغدغههایش به راحتی باور میشود.
4. این رمان راویان دیگری نیز دارد: مصاحبهشوندهها. در بخشهای بازنویسی نوارها عین سوال و جوابها به صورت گفتگو آورده شده است. در این بخشها کریم صفایی ظاهراً فقط این جملات را از نوارها پیاده و بازنویسی کرده است و نقشی از این بیشتر ندارد. بین این بخشها در فصلهایی کوتاه کریم صفایی وارد میشود و حرفهایی در مورد داستاننویسی و ویراستار و زندگی خانوادهایاش میگوید. این شیوه روایت علت اصلی باور به این نکته است که نوارها و مطالب گفتهشده در نوارها واقعی بوده و نویسنده هم آنها را عیناً استفاده کرده است.
5. شخصیت کریم صفایی یک وجه تمایز این رمان با نمونههای مشابهاش است. این که یک انسان ساده با نقاط ضعف انسانی و درگیریهای خانوادگی روزمره، راوی و نویسنده یک داستان درباره دفاع مقدس و آدمهای آن (که خصوصیات و اعمالشان از شدت خلوص باورناپذیر مینماید) است. ضعف شخصیتی راوی تا حد زیادی به باور اعمال شخصیتهای رزمنده کمک کرده است و آن را از ورطة شعارزدگی معمول دور نگه داشته است.
6. این رمان مصداق صفت «سهل و ممتنع» است. سادگی در روایت و نثر (به دلیل این که شخصیت راوی ایجاب میکند) و استناد به نوارهای مصاحبه جانبازان که بیشترین حجم رمان را به خودش اختصاص داده، خواننده را به این فکر وامیدارد که: کاری ندارد که اگر من هم این مصاحبهها را داشتم کنار هم میگذاشتم و میشد این داستان. اما چرا ما فقط همین داستان را داریم در میان انبوه رمانهای دفاع مقدس (البته «ظهور» هست که ادامه این رمان میشود تلقیاش کرد، چرا که کریم صفایی آن را مینویسد و آن هم براساس دستنوشتههای شهید. بعد به آن خواهیم پرداخت). و وقتی دقت میکنیم، متوجه میشویم که همه این عناصر کاملاً آگاهانه انتخاب شده و کنار هم چیده شده تا کلیتی به نام «ملاقات در شب آفتابی» پدید بیاید که نویسندهاش علی مؤذنی است نه کریم صفایی. هنوز خیلیها نویسنده این رمان و «ظهور» راکریم صفایی میشناسند.(مدارک در دفتر نشریه موجود میباشد).
کتابخانه عمومی شهید باهنر بهار با مساحت600 متر مربع درسال 1350 تاسیس و در سال 1380با 300 متر مربع زیربنا تجدید ساخت شد.